<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایران شکوه از یاد رفته</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/</link>
<description>-</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 19:30:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ابوالفضل بلعمی</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1137.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای دیگر کاربردها بلعمی (ابهام‌زدایی) را ببینید. &lt;BR&gt;محمد بن عبداللّه بلعمی مشهور به ابوالفضل بلعمی، بلعمی بزرگ یا خواجه بلعمی (درگذشت ۳۲۹ قمری/۳۱۹ خورشیدی) از دانشمندان و وزیران دورهٔ سامانی است. وی پدر ابوعلی بلعمی -صاحب کتاب تاریخ بلعمی- و نخستین وزیر از خاندان بلعمی است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; زندگی و فعالیت‌ها&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;ابوالفضل بلعمی وزیر دانشمند ابو نصر سامانی بود. وی در توسعهٔ زبان فارسی خدمات بزرگ و ازرشمندی داشته است. وی پدر ابوعلی بلعمی صاحب کتاب تاریخ بلعمی است. وی از خاندانهای معروف خراسان بود و وزارت امیر اسماعیل و امیر نصر احمد سامانی را عهده دار بود. در سال ۳۲۹ هجری قمری توسط خمارتکین از امرای ترک خراسان کشته شد. وی در علم حدیث ، تاریخ ، تفسیر و کلام تبحر داشت. دانش وی در علوم مختلف در ترجمه‌ای که وی از تاریخ طبری تحت عنوان تاریخ بلعمی کرده است نمودار است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بسیاری از مواقع بلعمی مطالبی را به ترجمه افزوده و یا بخشهایی را اصلاح نموده و البته در این کار شرط امانت را رعایت کرده و ضمن بیان اصل مطالب محمد جریر طبری اصلاحات و یا افزوده‌های خود را نیز مشخص کرده است. دیدگاه وی نسبت به ویژگی‌های انبیا معقولتر از محمد جریر طبری است و تفاسیری که وی برای رخدادهای تاریخی ذکر می‌کند همواره معقول تر از تفاسیر طبری است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ناصرخسرو هنر و گوهر ابوالفضل بلعمی را این چنین وصف کرده است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بوالفضل بلعمی بتوانی شدن به فضل  گر نیستی به نسبت بوالفضل بلعمی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; ابوالفضل بلعمی و رودکی&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;نوشتار اصلی: رابطه میان رودکی و ابوالفضل بلعمی&lt;BR&gt;رودکی -پدر شعر فارسی- و ابوالفضل بلعمی به یکدیگر علاقهٔ بسیار داشته‌اند، چنانکه ابوالفضل بلعمی گفته است «در عرب و عجم، رودکی را نظیری نیست». درمقابل رودکی نیز بلعمی بزرگ را مدح بسیار گفته است و صله دریافت می‌کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گویا این بیت را رودکی در مدح خواجه بلعمی گفته است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه فضل میرابوالفضل بر همه ملکان  چه فضل گوهر و یاقوت بر نبهره پشیز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و نیز رودکی در قصیدهٔ مشهورش در ستایش ابوجعفر بن بانویه گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک صف میران و بلعمی بنشسته  یک صف حرّان و پیر صالح دهقان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; منابع&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;ابوعلی بلعمی، تاریخ بلعمی، به تصحیح محمدتقی بهار و محمد پروین گنابادی، ۱۳۵۳. (صص ۳۳ تا ۳۹ مقدمه جلد اول) &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 19:30:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1137</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تیسافرن</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1136.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=270 alt=&quot;پرونده:Tissaphernes Coins.JPG&quot; src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/0/04/Tissaphernes_Coins.JPG&quot; width=569&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصویر سکه های نقره و برنز تیسافرن. مقیاس اندازه دو سکه متفاوت میباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تیسافرن&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;تصویر سکه های نقره و برنز تیسافرن. مقیاس اندازه دو سکه متفاوت میباشد.تیسافرن (چیثرافرنه به پارسی باستان English. Tissaphernes, Greek. Τισσαφέρνης, Persian. Ciθrafarna) (کشته شده به سال ۳۹۵ پیش از میلاد) سردار ایرانی و شهربان یا ساتراپ لیدیه و کاریا (ایالات مهم آسیای صغیر واقع در ترکیه کنونی) در زمان داریوش دوم و اردشیر دوم هخامنشی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوران حکومت تیسافرن بر آسیای صغیر با تحولات مهمی در تاریخ ایران و یونان مقارن بود. این تقارن تیسافرن را به یکی از بازیگران اصلی سیاست دربار هخامنشی در بحران جانشینی داریوش دوم و نیز یکی از چهره‌های سیاسی مؤثر در جنگهای پلوپونزی یونان تبدیل نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تیسافرن در سال ۴۱۳ پیش از میلاد توسط داریوش دوم مأمور جمع آوری خراج عقب افتاده ایونیه گردید. با توجه به نزدیکی آتن با یونانیان ایونیه و در حالی که آتن و اسپارت مشغول جنگهای پلوپونزی (۴۳۱ تا ۴۰۴ پیش از میلاد) بودند، تیسافرن با اسپارت متحد گردید و قسمتهایی از ایونیه را به سال ۴۱۲ پیش از میلاد تسخیر نمود. امّا تیسافرن بیش از آنکه یک جنگجو باشد یک سیاستمدار بود و به سرعت حمایت خود از اسپارت را متوقف کرد. مطابق سیاستی که تیسافرن، ظاهراً به توصیه آلسیبیاد (Alcibiades - آلسیبیاد شاگرد نامی سقراط و یکی از بازیگران مهم سیاسی در یونان بود که برای مدتی به دربار هخامنشی پناهنده شد) طراحی کرده بود، دولت هخامنشی همیشه از طرف ضعیفتر در جنگهای پلوپونزی حمایت میکرد. این سیاست موجب طولانی شدن جنگ در یونان و تضعیف مواضع دولتشهرهای یونانی در برابر امپراطوری هخامنشی میگردید. سیاست تیسافرن در قبال یونان تا سال ۴۰۸ ادامه پیدا کرد، امّا در آن سال، داریوش دوم که به پایان عمر خویش نزدیک میشد فرزند جوانترش معروف به کورش کوچک را به ساتراپی کل آسیای صغیر و نظارت بر امور جنگ در یونان گماشت و حوزه نفوذ تیسافرن تنها به کاریا محدود گشت. کورش کوچک علناً سیاست حمایت از اسپارت را در پیش گرفت، سیاستی که بدون شک در سقوط آتن در سال ۴۰۴ و پیروزی نهایی اسپارت بی تأثیر نبوده است. تقریباً همزمان با سقوط آتن، داریوش دوم، احتمالاً در شوش درگذشت و فرزند بزرگش اردشیر دوم به تخت هخامنشی نشست. با پایان جنگهای پلوپونزی در یونان، کورش کوچک که اینک از دوستی فرماندهان بزرگ اسپارتی بهره مند بود سپاه بزرگی شامل تعداد زیادی جنگجوی اجیر یونانی فراهم آورد و مقدمات حمله به شوش و گرفتن تاج و تخت از برادرش اردشیر دوم را تهیه دید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از سقوط آتن رقابتی میان کورش کوچک و تیسافرن برای چیرگی بر ایونیه در گرفته بود که طی آن کورش بر بیشتر نواحی ایونیه سلطه یافت، اما تیسافرن بندر مهم میلتوس (Miletus) را از آن خود کرد. کورش تیسافرن را در میلتوس مورد حمله قرار داد و تیسافرن نیز اردشیر را در جریان تحرکات نظامی برادرش قرار داد. سلسله وقایعی که به دنبال این حوادث اتفاق افتادند به لشکرکشی بزرگ کورش از آسیای صغیر به سمت بین النهرین و شوش و نبرد کوناکسا (Battle of Cunaxa)(در ۷۰ کیلومتری شمال بابل بر کران غربی فرات) میان کورش کوچک و اردشیر دوم منتهی گردید. در این نبرد تیسافرن از اردشیر حمایت کرد و عملاً نبرد را فرماندهی کرد. کورش کوچک در نبرد کوناکسا کشته شد و سپاهیان اجیر یونانی به سمت یونان عقب نشینی کردند. گزنفون که در صحنه نبرد حاضر بوده شرح عقب نشینی یونانیان را در آناباز (Anabasis) به رشته تحریر آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از این نبرد تیسافرن که به دلیل کشتن کورش کوچک، دشمنی پریزاد یا پاریزاتیس مادر مشترک کورش و اردشیر، و نیز گروهی از درباریان هخامنشی را برای خود خریده بود، با اقتدار به مقام پیشین خود در آسیای صغیر بازگشت. تیسافرن به تنبیه شهرهای یونانی که از کورش حمایت کرده بودند دست گشاد و اینکار به زودی به جنگ با اسپارت در سال ۳۹۹ پیش از میلاد منتهی گردید. آژزیلاس دوم پادشاه اسپارت در سال ۳۹۵ تیسافرن را در نزدیکی سارد شکست داد. این شکست موقعیت تیسافرن در دربار هخامنشی را به شدت تضعیف کرد و نهایتاً پاریزاتیس و دشمنان تیسافرن موفق شدند اردشیر را به فروگرفتن تیسافرن راضی کنند. تیسافرن در همان سال توسط فرستاده شاه به نام تیثراستس (Tithraustes) و با همکاری آریائوس (Ariaeus) یکی از سرداران سابق کورش کوچک، در خانه شخص اخیر در شهر کولوسیا در فریگیه به قتل رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ظاهراً خبر قتل تیسافرن موجی از شادی را در شهرهای یونانی برانگیخته چرا که خاطره سیاست دوگانه او در خلال جنگهای پلوپونزی همچنان در یونان زنده بوده است. قتل تیسافرن را شاید بتوان قدیمی تری نمونه ثبت شدۀ الگوی رفتاری &quot;وزیر کشی&quot; و &quot;نخبه کشی&quot; در تاریخ ایران دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; منابع&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا &lt;BR&gt;تاریخ جنگ پلوپونزی، توکودیدس، ترجمه محمد حسن لطفی تبریزی &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 19:12:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1136</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عضدالدوله دیلمی</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1135.aspx</link>
<description> شجاع عضد الدوله یا فناخسرو یکی از امرای خاندان آل بویه در ایران و عراق بود. او بزرگترین امیر این خاندان شمرده می‌شود.&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; دوران رکن الدوله&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;فناخسرو در سال ۳۳۸ه ق / ۹۴۹ م پس از درگذشت عمویش عمادالدوله علی، هم به وصیت او، در حالی که سیزده سال سن داشت در شیراز به تخت نشست. در این هنگام پدرش رکن الدوله حسن هنوز زنده بود. رکن الدوله وارث لقب امیرالامرایی آل بویه گردید و فناخسرو عملاً تا مدتها نایب و عامل پدرش بود. به گواهی سکه ای که تاریخ سال ۳۴۰ ه ق / ۲-۹۵۱ م را دارد[۱] به زودی فناخسرو لقب عضد الدوله را از خلیفه بغداد دریافت کرد. هر چند که به نظر میرسد که در ابتدا قصد آن بود که لقب تاج الدوله به فناخسرو داده شود، اما ظاهراً عموی فناخسرو یعنی معزالدوله احمد، امیر آل بویه در بغداد، لقب تاج الدوله (تاج حکومت) را برای برادرزاده اش زیادی دانسته و لاجرم خلیفه به لقب عضد الدوله (بازوی حکومت) اکتفا کرده است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بیشتر این دوران که بیش از ۲۵ سال به طول انجامید (به جز چند سال پایانی) وظیفه کشورداری و کشورگشایی عملاً بر دوش رکن الدوله بود و عضد الدوله در آرامش با ثبات فارس پرورش میافت تا به پادشاهی بزرگ تبدیل گردد که می بایست بعدها نقش مهمی در تاریخ ایران بازی کند. در حالی که امرای بزرگ اولین آل بویه، عمادالدوله علی و رکن الدوله حسن خزانه اندکی از دانش داشتند و شاید حتی با خواندن و نوشتن نیز آشنا نبوده اند، عضد الدوله کاتبی زبر دست بود و شعر گفتن میدانست. یکی از استادان عضد الدوله، وزیر او (و رکن الدوله) ابوالفضل ابن العمید بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; دوران استقلال عضد الدوله&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;در سال ۳۶۶ ه ق / ۹۷۶ م رکن الدوله حسن درگذشت و با بوجود مقاومتهایی از سوی دیگر امرای آل بویه، ابو شجاع عضدالدوله وارث لقب امیرالامرایی گردید. وی در سال ۳۶۷ ه ق / ۹۷۷ م عزالدوله فرزند معزالدوله را در خوزستان و سپس در سامرا شکست داد و به قتل آورد. سپس در رشته ای از جنگها که تا سال ۳۶۹ ه ق / ۹۸۰ م به پایان رسیدند، چیرگی خود را بر بین النهرین و خراسان مسلم ساخت و پادشاه بی رقیب امپراتوری آل بویه گردید که وسعت آن اکنون به مراتب از مرزهای دوران عمادالدوله علی فراتر رفته بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محدوده جغرافیایی امپراتوری آل بویه در زمان عضد الدوله از عمان تا دریای خزر و از کرمان تا سرحدات شمالی سوریه میرسید. عضد الدوله پس از فراغت از جنگها، به بغداد نقل مکان کرد. هر چند که شیراز تختگاه اولیه عضد الدوله، همچنان موقعیت سنتی پایتخت آل بویه را برای خود حفظ کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این زمان عضد الدوله علاوه بر القاب امیر الامرا، امیر عادل و الملک العادل، رسماً عنوان شاهنشاه را اتخاذ کرده بود، عنوانی که از سال ۳۶۹ ه ق / ۹۸۰ م بر روی سکه های عضد الدوله نیز یافت میشود و نشان از گرایش او به اتصال با سنت ایرانی پیش از اسلام دارد. چنین گرایشی را در این دوران، نه تنها در عضد الدوله، بلکه در امرای مقدم آل بویه و همچنین آل زیار میتوان جستجو کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حضور سنگین عضد الدوله در بغداد موجب کشمکشهای زیادی میان وی و خلیفه عباسی گردید، اما در عمل عضد الدوله موفق شد قدرت خلیفه را به تشریفات مذهبی محدود کرده، شکلی اولیه از جدایی مذهب از حکومت را بوجود آورد. در سال ۳۶۷ ه ق / ۹۷۷ م پس از شکست عزالدوله، مراسم مفصلی در بغداد برگزار گردید که طی آن عضد الدوله از خلیفه تاج و علم و لقب تاج المله را دریافت کرد. تکلف و پیچیدگی مراسم تاج گذاری عضد الدوله یاد آورد سنتهای تاج گذاری برخی پادشاهان سده های میانه در اروپا در حضور پاپ میباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عضد الدوله که ظاهراً در اواخر عمر گرفتار نوعی مالیخولیای مزمن شده بود در سال ۳۷۲ ه ق / ۹۸۳ م در بغداد درگذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; شهرسازی در دوران عضدالدوله&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;آرامش نسبی و توجه عضدالدوله به آبادانی ملک موجب رونق کشور و ساخت ابنیه بسیار در این دوران گردید. عضد الدوله در شیراز ارگی برآورد. در پی رونق اقتصادی و رشد شهر شیراز محله ای جدید به نام فناخسرو گرد در شمال یا شمال شرق شیراز قدیم به این شهر اضافه کرد. کاخ عضدالدوله در شیراز دو طبقه داشته و با کتابخانه شامل سیصد و شصت اتاق میگشت. همچنین بند امیر (رود کر) که برای مهار آب رود کر برای مصارف کشاورزی ساخته شده از یادگارهای عضد الدوله است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عضدالدوله شهر ساسانی گور را بازسازی کرد و نام آنرا به فیروز آباد تغییر داد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعالیتهای شهرسازی عضدالدوله از مرزهای فارس فراتر میرود. مناره ای در سیرجان (خرابه های آن در هشت کیلومتری شرق سعیدآباد باقیست) از یادگارهای دیگر اوست. توسعه جاده ها در خوزستان و ساختن آبراهه ای میان کارون و فرات نمونه هایی از تلاشهای عضدالدوله برای رونق تجارت در عصر آل بویه به دست میدهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عضدالدوله در بغداد نیز کاخ با شکوهی برآورد و طرح جاه طلبانه ای برای بازسازی بغداد فراهم کرد. برای این مقصود به مالکین خانه های بغداد وام داد و پته هایی که به آنها داد شباهت عجیبی با اسکناسهای امروزی دارند. عضدالدوله همچنین در بغداد بیمارستان بزرگی برآورد که بیمارستان عضدی نام گرفت. &lt;BR&gt;‎‎&lt;BR&gt;‎&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; منابع&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;ر. ن. فرای، تهران، تاریخ ایران کمبریج، انتشارات امیر کبیر، جلد چهارم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 07:10:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1135</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عمادالدوله علی</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1134.aspx</link>
<description> لحن این مقاله یا بخش برای ویکی‌پدیا، غیر رسمی یا نامناسب است.&lt;BR&gt;برای راهنمایی بیشتر به راهنمایی برای نوشتن مقاله‌های بهتر رجوع کنید. احتمالاً در بحث همین صفحه توضیحی درباره این مطلب موجود باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی بن بویه دیلمی ملقب به «عمادالدوله علی» بنیانگذار سلسله آل بویه (بوییان) است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در سالهای ضعف و انحطاط خلافت عباسی که امرای ترک و کرد و گیل و دیلم خلیفه را هم در تختگاه وی دست نشانده قدرت و غلبه خویش ساخته بودند، با آن که در ایران اندیشه ایجاد یک قدرت پایدار همراه با احیاء مرده ریگ باستانی در خاطر بسیاری از داعیه داران عصر، از گیل و دیلم و طبری شکفته بود، تحقق این رویاء آن هم در یک مدت کوتاه، تا حدی فقط برای آل بویه ممکن شد که آن نیز به سبب اختلافات خانگی، تقید به تقلید از دعوت زیدیان، و برخورد با انقلابات خراسان خیلی زود مثل یک رویای صبحگاهی پایان یافت، مع هذا بنیانگذار سلسله آل بویه (بوییان)، علی بن بویه دیلمی ملقب به عمادالدوله و برادر زاده‏اش فنا خسرو بن حسن معروف به عضدالدوله، با وجود محدود بودن امارت خویش و با آن که در زمان آنها فرصتی هم برای احیای فرهنگ باستانی در قلمروشان پیدا نشد، باز استعداد خود را برای بازسازی وحدت از دست رفته قرنهای دور نشان دادند. هر چند دولت آنها به رغم انتسابی که بر وفق رسم عصر به یک پادشاه باستانی مثل بهرام گور هم موفق به ایجاد تعادل پایدار عصر از یاد رفته بهرام در قلمرو یزدگرد نشد، باری طی چندین دهه فرمانروایی آنها، قدرت اخلاف سعد بن ابی وقاص و مروان و معتصم، نقش فعالی را که پیش از آن در سرنوشت مردم ایران داشت به نقش انفعالی مبدل ساخت و بدینگونه عناصر تازه‏یی از طوایف و اقوام مردم ایران بار دیگر آنچه را ایران طی سالها به اعراب و ترکان اهل سنت واگذاشته بودند، این بار همراه آیین شیعه، دیگر بار، و گرچه برای مدتی کوتاه، به دست آوردند. دولت شیعی آل‌بویه در بخش مهمی از سرزمین ایران حضور داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 07:06:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1134</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سامان خدا</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1133.aspx</link>
<description>&lt;H1 class=firstHeading id=firstHeading&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;DIV id=bodyContent&gt;&lt;!-- start content --&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;سامان خدا&lt;/B&gt;، جد سلسله سامانیان که در آغاز امر آئین زرتشتی داشت و مسلمان شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سامان از نوادگان بهرام چوبین بود. نسبش را &lt;I&gt;سامان خدا سام بن طعام بن هرمزبن بهرام چوبین&lt;/I&gt; گفته‌اند. او از روشناسان و حاکم بلخ بود. والی خراسان در نیمه سده ۸ میلادی با سامان دوست شد. سامان دین اسلام اختیار کرد از جمله نواده‌هایش اسمعیل پسر احمد در سالی ۸۹۲ میلادی بعد از مرگ برادرش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانیان را بنیان گذاشت.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 21:36:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1133</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرینیس</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1132.aspx</link>
<description>&lt;H1 class=firstHeading id=firstHeading&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;DIV id=bodyContent&gt;&lt;!-- start content --&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;آریـِنیس لیدیه‌ای&lt;/B&gt; مادر بزرگ کوروش بزرگ از طرف مادری بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آرینیس بنا به گفته هرودوت، دختر شاه آلیاتِس دوم پادشاه لیدیه بود. آرینیس به همسری ایشتوویگو، پادشاه امپراتوری ایرانی ماد درآمد و از ایشان ماندانا زاده شد. کوروش بزرگ حاصل ازدواج ماندانا با کمبوجیه یکم انشانی بود.&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt; &lt;SPAN class=mw-headline id=.D9.85.D9.86.D8.A8.D8.B9&gt;منبع&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;ویکی‌پدیای انگلیسی.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 21:26:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1132</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلی</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1131.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فِیلی نام تیره‌هایی آریایی است كه در باختر فلات ایران (باختر ایران خاور عراق) نشیمن دارند. در ایران بیشتر در استان ایلام، استان همدان، استان کرمانشاه و استان لرستان زندگی می‌کنند. دو طایفه اصلى فیلی عبارت‌اند از کرد و محکی. بخشى نیز در ایل قشقایى ادغام گردیده اند. گویش کردی محکی، شبیه به گویش لکی می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;پهلوان&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;پهلوان واژه‌ای است در معنی منتسب به پهلی/پهلو: پهلو+ان یعنی از تبار پَهل/پار/فَیل. کاربرد این واژه امروزه به شکلی گسترده درباره ساکنان کرمانشاهان و هم تبارانشان در فلات ایران هم چون خانقین در همسایگی کرمانشاهان در استان دیاله است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; تاریخ&lt;BR&gt; باستان&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;فیلی تلفظ عربی پهلی (پهلوی و پری و پاری) می‌باشد. در دستور زبان سکایی از ظ یا ذ (با صدای تز یا ت یا د) برای جمع بستن استفاده می شود. همانند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمار =&gt; آمارت &lt;BR&gt;اس =&gt; است &lt;BR&gt;اسک / سکا =&gt; اسکیت / سکات &lt;BR&gt;پار =&gt; پارت &lt;BR&gt;در اوستا این نام پهروی آمده است که خاندان اصلی پارت را می ساخته اند. پارت (پارها که به اشتباه پارت ها=پارهاها خوانده می شوند)، بنیان گذاران شاهنشاهی اشکانیان بوده اند تیره‌هایی از تبار سکاها شناخته می‌شوند. نام سکاها در نوشتارهای یونانی Σκύθης اسکوتیس یا اشکتز آمده که اشک (نام)+ ت (نشان جمع) را نشان می دهد. در زبان عبری نیز ایشان را اشکوتز نگاشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;معاصر&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;کریم خان زند از خاندان زندیان که خود خاندانی از تیره لک و از پهلی ها بوده است، بنیان سلسله زندیان را گذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گروهی از فیلی‌ها در زمان کریم‌خان زند او را تا فارس همراهی کردند و در همانجا ساکن شدند. این طایفه یس از کریم خان به همراه لطفعلیخان زند عده زیادی از انها در بم کرمان کشته شده و بقیه از بیم کینه اغامحمدخان قاجار بمرور در ایل قشقایى ادغام گردیدند و تدریجا به زبان تركى قشقایى تكلم كردند. تا شروع حکومت ناصرالدین شاه که پس اززندگی عشایری به شیراز مراجعت و در محل کنونی دروازه سعدی ساکن می‌شوند و در زمان مشروطه با ازادی خواهان هم صدا گشته که جلادان زمان به بریدن سر دو نفر از بزرگان فیلی بنام حسنقلی خان و امامقلی خان مبادرت مینمایند که شرح این ماجرا در کتاب فارس وجنگ بین الملل نوشته ادمیت به تفصیل امده ‌است واین فامیل بزرگ از انزمان تاکنون در شیراز و خارج ازکشور با شهرت فامیلی: فیلی، فیلی زاده، فیلی قشقایی، فیلی شیرازی، فیلی صفایی معروف می‌باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; منطقه ای&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;در دوران دویست سال حکومت والی‌های لرستان بویژه حسین‌خان سولویزی، تمامی ایل‌های منطقه به نام فیلی معروف بودند ولی پس از اینکه ناحیه پیشکوه به دست محمدعلی میرزا (حاکم کرمانشاه و پسر بزرگ فتح‌علی‌شاه قاجار) افتاد، تنها منطقه پشتکوه در دست والی محلی ماند و از آنجا که نام فیلی با نام خاندان سولویزی گره خورده بود نام فیلی پس از آن تنها به ناحیه پشتکوه اطلاق شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; زیستگاه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt; برای اثبات‌پذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارایه‌شده به‌درستی ارجاع داده نشده‌اند.&lt;BR&gt;لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید.&lt;BR&gt;مطالب بی‌منبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مناطق بغداد؛ استان دیالمه؛ خانقین و مندلی، دو طرف کبیرکوه؛ شهربان (مقدادیه فعلی)؛ بدره؛ زرباطیه ؛ جاسن؛ کوت، عزیزیه، زهایرات، بعقوبه و هم چنین شهرهای شیخ سعد؛ علی شرقی؛ علی غربی و کوفه. در ایران کردهای فیلی ساکن شهرهای قصرشیرین؛ کرمانشاهان؛ کرند؛ اسلام آبادغرب؛ سرپل ذهاب، گیلان؛ ایلام؛ ایون؛ زرنه؛ صالح آباد، موسیان، بدره؛ دهلران، الشتر، کوهدشت، دلفان، لکستان، اندیمشک می‌باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; طبقه بندی فیلی ها (پهلی ها)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; نژاد و ریشه&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;آریایی &lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt;تبار&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;سکایی &lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; تیره‌ها&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;برخی از تیره‌های کردهای فیلی عبارتند از:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تیره لک &lt;BR&gt;تیره کلهر &lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt; خاندان ها&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;خاندان زندی &lt;BR&gt;خاندان علی شروان و پسرانش (چراغ وندی، سفروندی، هِروندی، داراوندی) &lt;BR&gt;خاندان ملکشاهی &lt;BR&gt;خاندان جمال وندی &lt;BR&gt;خاندان جابری &lt;BR&gt;خاندان انصاری &lt;BR&gt;خاندان زوری یا ژوهاری &lt;BR&gt;خاندان قیتولی &lt;BR&gt;خاندان خزعل یا خازاعل &lt;BR&gt;خاندان شووان &lt;BR&gt;خاندان موسی &lt;BR&gt;نکته:از اخرین بازماندگان اتابکان لر خاندان خورشید (خورشیدوند)است که در خرم اباد زندگی می کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیلی‌های زرنه و ایوان از نسل آقا عیسی خان فیلی هستند که فرزند کوچک احمدخان والی است و چون مادر آقا عیسی خان فرزند اقبال خان اقبالی ریش سفید و بزرگ زرنه بوده‌است و به خاطر کدورت حسین قلی خان والی که با عباس قلی میرزا برادر آقا عیسی خان داشته در زرنه ساکن شده‌است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt; شباهت فیلی با سیوندی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;سیوندی زبان مردمسیوند75کیلومتری شمال شیراز از نظر صرف و نحو و واژگان بسیار به فیلی شبیه است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;Sivandi Feyli فارسی &lt;BR&gt;vard bard سنگ &lt;BR&gt;dadiya dada خواهر &lt;BR&gt;did di دود &lt;BR&gt;kor kor پسر &lt;BR&gt;pet pet بینی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 19:23:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1131</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وندیداد</title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1130.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;وندیداد مصحف واژهٔ وی‌دیوداد به معنی قانون ضد دیو است. وندیداد یکی از نسک‌های پنج‌گانهٔ اوستای امروزی است و بیشتر به احکام خشک فقهی (شامل مسائل بهداشتی و آیینی) می‌پردازد لیکن به قول جلیل دوستخواه «[وندیداد]-به رغم ظاهر خشک و قهرآمیز پاره‌هایی از آن و ناخوشایند نمودن برخی از آداب و رسوم بیان شده در آن-گنچ شایگانی‌است از ریشه‌دارترین و بنیادی‌ترین بن-مایه‌های اساطیر و فرهنگ ایرانیان».. در اوستای ساسانی که ۲۱ نسک بوده، وندیداد نسک نوزدهم بوده‌است. عده‌ای معتقدند که محتوای وندیداد بازتاب‌دهندهٔ آیین‌های مغان ماد است و از این لحاظ با سایر قسمت‌های اوستا تفاوت می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسیاری از زرتشتیان امروز محتوای وندیداد را در تعارض با گاهان دانسته و گرچه برای آن اهمیت تاریخی-اسطوره‌شناختی قایل‌اند آن را قابل استناد دینی نمی‌دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وندیداد شامل ۲۲ فرگرد (فصل) است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[ویرایش] نمونه‌ای از احکام وندیداد&lt;BR&gt;فرگرد هفتم بند ۲۳-۲۳ &lt;BR&gt;ای دادارِ جهانِ استومند! ای اَشَوَن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا کسی که مردار سگ یا آدمی را خورده باشد، می‌تواند دیگرباره پاک شود؟ &lt;BR&gt;۲۴ &lt;BR&gt;اهوره‌مزدا پاسخ داد: &lt;BR&gt;ای زرتشتِ اَشَوَن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه! نمی‌تواند! &lt;BR&gt;لانهٔ او آلونکی می‌شود. زندگی او از هم دریده می‌شود. چشمان روشن او از چشمخانه بیرون می‌آید. دروج «نسو» بر او فرو می‌آفتد و پیکرش را تا بنِ ناخنها به‌سختی می‌گیرد و از آن پس تا ابد ناپاک می‌ماند. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;‎‎&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt;[منابع&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;مهر، فرهنگ. دیدی نو از دینی کهن. چاپ چهارم، تهران: جامی، ۱۳۸۰. &lt;BR&gt;اوستا: کهن‌ترین سرودهای ایرانیان. گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه. چاپ ششم، تهران: مروارید، &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 18:38:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1130</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1128.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                       &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;۷ آبان روز جهانی کورش بزرگ بر تمام پارسی زبانان و&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt; آزادی خواهان این کره ی خاکی همایون باد&lt;/FONT&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                      &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 15:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1128</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://timeroom.blogfa.com/post-1129.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;فکر میکنم خیلی ها بدونن که فردا چه روزیه اما نمیدونم شاید تلوزیون و &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;تقویم یادشون رفته که فردا چه روزیه  من که میگم یادشون رفته :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;یعنی حقش حتی یک زیرنویس ناقابل هم نبود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;حتی حقش این نبود که تو تقویم ۷ آبانی که خالیه رو بنویسن روز کورش &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;بزرگ آها جوهرشون تموم میشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=5&gt;تا کی بی احترامی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 14:57:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=timeroom&amp;postid=1129</comments>
<dc:creator>timeroom</dc:creator>
<guid>http://timeroom.blogfa.com/post-1129.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
